X
تبلیغات
رایتل
خودم کردم که لعنت.........................................اندیشه - کلبه ییلاقی

کلبه ییلاقی

خودم کردم که لعنت.........................................اندیشه


.هر روز شاهد کشتار تعداد بیشماری از انسان های مظلوم در کره ی خاکی .هستیم
.دوباره می بینیم که بشر به دوران جنگ های وحشیانه ی دوران قدیم،باز .گشته است
طمع بشر این فرزند گستاخ طبیعت برای دستیابی یه قدرت روز به روز بیشتر شده،تا جاییکه حاضر است با بیرحمی و سنگدلی هرچه تمامتر همنوع خود .را بکشد
اگر با دیدی باز به پیرامون خود بنگریم درمیابیم که  عقل،این متمایزکننده ی بشر از سایر حیوانات که سبب بسیاری از پیشرفت ها شده خود او را گرفتار ساخته به گونه ای که    دردسرساز  .شده
بجای اینکه این همه بودجه و سرمایه صرف رسیدگی به وضع بیمارانی که از بیماری های سخت درمان و بی درمان یا گرسنگانی که غذا برای خوردن ندارند شود، صرف ساختن انواع اسلحه .های مرگبار و وحشتناک شده است
.انحطاط فکری بشر تا به کجا رسیده است؟خود دارد به دست خود از بین می رود
؟چه زمانی قرار است این سقوط بشر به چاه سرنگونی قطع شود


+03:22 ق.ظ | اندیشه | پنج‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1384 | 2 نظر | چاپ

کلبه

اینجا کلبه ی منه. وسط یه جنگل سبز و تاریک٬هم ترسناک و هم دیدنی. ...اینجا هوا خنکه و خیلی کم گرم میشه٬عاشق باروناشم

ماه شمار اقامتم

بهمن 1388
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
اسفند 1386
مهر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384

اتاق های کلبه

ادبی
انتقادی
اجتماعی
یادداشت
عکس

کلبه های دوستانم

آخرین ترانه ی باران
من شب و خورشید
سکوت کوچ
نفسی تازه کنیم..... بوی گل می آید
چند قدم نزدیک تر به خدا

نوشته های تازه

لذت توام با کسب تجربه!
[ بدون عنوان ]
ستاره
صحبت......................................مولانا
بازگشت همه به سوی ((او))ست!!

RSS

کاربران آنلاین :
بازدیدها : 108485