X
تبلیغات
رایتل
ببخش مرا - کلبه ییلاقی

کلبه ییلاقی

ببخش مرا

 

امروز که آمد٬او رفته بود.....

 

ای کاش می توانستم او را از رفتن باز دارم......

 

ای کاش می توانستم بگویم دوستت دارم٬ به تو وابسته ام٬ بدون تو یارای زندگی

 

ندارم......

 

ولی باز هم همان حس احمقانه قلبم را به سکوت واداشت و نگذاشت از ته دلم حرف

 

بزنم.

 

ای کاش می توانستم  به او بگویم که مقصر من بودم  تو گناهی نداشتی ولی آن حس

 

آشنا......

 

             

 

محبوبم!

 

یک هفته از رفتنت می گذرد......

 

دروغ نمی گویم٬در این یک هفته از غم دوری تو ویران نشده ام......

 

در این یک هفته اندیشیدم٬ به گذشته٬به رفتنت٬به آینده.......

 

جای خالی ات را به خوبی حس می کنم.خانه بوی ترا می دهد.......

 

قناری ها سکوت اختیار کرده اند و نمی خوانند. خانه در سکوتی مرگبار فرو رفته.......

 

می دانم که اشتباه از من بود.حال با تمام وجودم ٬از ته قلبم از تو می خواهم که

 

بازگردی........

 

دوستت دارم به اندازه ذرات وجودم........

 

 


+08:27 ب.ظ | اندیشه | سه‌شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1386 | 5 نظر | چاپ

کلبه

اینجا کلبه ی منه. وسط یه جنگل سبز و تاریک٬هم ترسناک و هم دیدنی. ...اینجا هوا خنکه و خیلی کم گرم میشه٬عاشق باروناشم

ماه شمار اقامتم

بهمن 1388
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
اسفند 1386
مهر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384

اتاق های کلبه

ادبی
انتقادی
اجتماعی
یادداشت
عکس

کلبه های دوستانم

آخرین ترانه ی باران
من شب و خورشید
سکوت کوچ
نفسی تازه کنیم..... بوی گل می آید
چند قدم نزدیک تر به خدا

نوشته های تازه

لذت توام با کسب تجربه!
[ بدون عنوان ]
ستاره
صحبت......................................مولانا
بازگشت همه به سوی ((او))ست!!

RSS

کاربران آنلاین :
بازدیدها : 108485